سبزها جلوی چشم ا.ن

سبزها جلوی چشم ا.ن

این عکس رو من با بقیه عکسهای سفر آخر ا.ن به مشهد مقایسه کردم کاملا تطبیق داشت.

نمیدونم این طرف اونجا چیکار میکنه و چی میگه، ولی سربندش جای خوبیه.

یه جورایی معلومه حرص طرف رو در آورده.

دیروز ۲ آبان ۱۳۸۸ در یکی از بزرگترین دبیرستانهای کرج (دبیرستان دهخدا) انتخابات شورای دانش آموزی انجام شده و یکی از بچه های سال اولی که هیچ کس هیچ شناختی ازش نداشته تنها به دلیل همنامی کامل با “میرحسین موسوی” با اختلاف بیش از ۱۰۰ رای به عنوان نفر اول انتخاب شده.

غیر از این روی تعداد زیادی از برگه های رای هم شعارهای جنبش سبز به چشم میخورده از “مرگ بر دیکتاتور” گرفته تا علامت V و “یا حسین میرحسین”.

جنبش سبز مردم ایران توی خون همه جریان پیدا کرده از بچه های راهنمایی و دبیرستان تا دانشگاهی های همیشه بیدار و حتی صنایع و اصناف

پیروزی خیلی نزدیک تر شده.

VVV

آدرس دهی در عسلویهimage002

آدرس دهی در عسلویه

الان دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۸ از جلوی دانشگاه تهران خبر رسید که
دانشجوها توی حیاط دانشگاه جمع شدند و نشانه های سبر به همراه دارند
هر لحظه هم تعدادشون بیشتر میشه
خبر کاملا موثقه

بچه ها دیروز جمعه ۲۷ شهریور ۸۸ در بلوار کشاورز یک دوربین پیدا شده. اگه کسی دوربین گم کرده (یا اطرافیانش)، خبر بده. اگر کسی هم بالاترین عضوه و میتونه اونجا برام آگهی کنه ممنون میشم. برای مشخصات دوربین گم شده لطفا به این آدرس ایمیل بزنید

irane_ma1388@yahoo.com

دلا دیدی که خورشید از شب سرد

چو آتش سر ز خاکستر بر آورد

زمین و آسمان، گلرنگ و گلگون

جهان دشت شقایق گشت ازین خون

نگر تا این شب خونین سحر کرد

چه خنجرها که از دل‌ها گذر کرد

ز هر خونِ دلی، سروی قد افراشت

به هر سروی، تذروی نغمه برداشت

ترانه دلا دیدی – محسن نامجو

حکومت بی خبران

ژوئیه 29, 2009

حکومت بي نظيري داريم، مدير کل روابط عمومي مخابرات ميگه از قطعي پيامک ها بي خبرم وزير دادگستري ميگه از بازداشت هاي اخير بي خبرم، فرمانده ي نيروي انتظامي ميگه از برخورد لباس شخصي ها با مردم بي خبرم، رييس قوه ي قضاييه ميگه از اعدام هاي اخير بي خبرم دادستان تهران ميگه از محل بازداشت بازداشت شدگان اخير بي خبرم، سخنگوي شوراي نگهبان ميگه از تقلب هاي صورت گرفته در انتخابات بي خبرم و اين دور باطل همين طور ادامه دارد

وقتی چراغ راهنمایی هم گیج میزنه
وقتی که حتی لامپ سبز چراغ راهنمایی هم خسته میشه از ساکت شدن یا شاید هم وقتی لامپ قرمز بر علیه سبز کودتا میکنه
به هر حال این عکس بدون شرحه
وقتی چراغ راهنمایی هم گیج میزنه

وقتی چراغ راهنمایی هم گیج میزنه

سلام به همه دوستان

سلام و خسته نباشید گرم به همه کسانی که پا به پای هم هر وقت لازم میشه توی خیابونهای همه شهرا حاضر میشن و حقشون رو به حق طلب میکنن

یه مسئله ای هست که به نظرم اومد و خواستم بگم اگه بتونیم اجراش کنیم خیلی عالی هست

در این شرایطی که هستیم که خودمون باید رسانه خودمون باشیم و رسانه های خارجی دسترسی مستقیم به اخبار ایران ندارن و از فیلمهایی که ما با مبایل یا هر چیز دیگه ای میگیریم استفاده میکنن یک مسئله که خیلی از نظر کار خبر نگاری مهم هست و رسانه ها خیلی روش حساب باز میکنن سندیت تاریخ این فیلمها هست.

راهی که پیشنهاد میشه (و دوستان میتونن هر راه دیگه ای که به نظرشون میاد اضافه کنند) اینه که: از روزنامه یا بریده قسمت تاریخ روزنامه استفاده کنیم. ما معمولا میتونیم در روز یه روزنامه بخریم حالا هر روزنامه ای ورزشی، اقتصادی، هرچی… که قبل از اینکه فیلم رو بگیریم 2-1 ثانیه روی تاریخ اون روزنامه نگه داریم و بعد مستقسما فیلم رو بگیریم. حالا یه موردی که شاید پیش بیاد اینه که مثلا ما به صورت عجله ای از یه اتفاق فیلم میگیریم که نمیشه قبلش وقت رو برای تاریخ هدر داد، خب اینم راه داره میتونی بعد از اینکه فیلم رو گرفتیم چند ثانیه روی تاریخ نگه داریم تا ناریخ ثبت بشه. این روش همه جای دنیا یه روش مرسومه و برای مخصوصا تصادفها یا موارد مربوط به بیمه استفاده میکنن.

اینجوری دیگه خبرگزاری ها نمیتونن وقتی یه فیلم رو پخش میکنن یا دارن میبینن تا تصمیم بگیرن که پخش کنن بگن که ما نمی تونیم تایید کنیم که این فیلم مال چه زمانی هست. با این روش فیلمی که میگیریم سندیت تاریخیش تثبیت میشه و خبرگزاری ها با خیال راحت و بدون هیچ شکی  پخشش میکنن.

اگر مورد دیگه ای به ذهنم رسید به این مطلب اضافه میکنم

امیدوارم که سالم و موفق باشید

بیشرفا همش اشک آور میزنن
وگرنه ملت جرشون میدان
ولی‌ خیلی‌ وحشتناک بود
همین اشک آور بود که میزدن وسط مردم
ما رفتیم مترو شریف
از اونجا اومدیم تو آزادی
خیلی‌ افتضاح بود
اونایی که از انقلاب میومدن
و اونایی که از آزادی میومدن
گاردا وستشون تو یادگار وایساده بودن
که اینا به هم نرسن
بد ملت هی‌ فشار میوردن
یهو همه چی‌ ریخت بهم
تو پایگاه مقداد ۴۰۰۰-۳ تا بسیجی‌ بود
هی‌ ۱۰۰ تا ۱۰۰ میومدن بیرون
۴ تا هلیکوپتر از آزادی میرفت انقلاب

به اینا میگفت کجا برن

فقط آمار میگرفتن
ملت فشار آوردن به این گاردی که وسطشون وایساده بود
یهو سنگ بارشون کردن
همشونو کردن تو پایگاه
خیلی‌ اون صحنه باحال بود
بد دیگه اشک آور بود که زدن تو مردم
همه جا رو دود کردن
بچه‌های ۱۵-۱۶ ساله
سیبیلشون هنوز در نیومده بود
همشونو از اطراف  بر داشتن آوردن
بهشون یه کاور سپاه دادن
جلیقه هم هست
با باطوم
امروز هیچی‌ لباس شخصی‌ نبود
به همشون کاور دادن
که دیگه مردم نگن این لباس شخصیان
همونا هستن
فقط کاورای سپاه دارن با باطوم
یا تسمه و زنجیر
همشون رو هم از بسیج شهرستنای تهران آوردن
از قیافه هاشون معلومه که بچه های اطرافن

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.